ادرس جدید وبلاگ راه سبز امید ارومیه

به علت فیلتر شدن این بلاگ در برخی از نقاط کشور راه سبز امید ارومیه از این پس به روز رسانی اخبار و مطالب خود را در ادرس جدید خود که به شرح ذیل میباشد ادامه خواهد داد

http://urmiagreenway2.wordpress.com

آتش سوزی خودرو حامیان احمدی نژاد درخوی

البرز : در دو حادثه مشابه در خوی خودور دو روحانی حامی ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد به آتش کشیده شد.
به گزارش البرز طی دو هفته اخیر دو خودرو متعلق به دو روحانی که از حامیان دکتر احمدی نژاد محسوب میشوند درحادثه ای مشابه درحالی به آتش کشیده شد که حوادث مذکور درخیابان اصلی این شهر به وقوع پیوست .
این اتفاق منجر به آن شد تا گزینه احتمال انتقام گیری سیاسی روی میز شورای تامین شهرستان مذکور قرار گیرد .
درحادثه اول خودرو شخصی مدیر حوزه علمیه شهرستان خوی بصورت عجیب و ازسوی افراد نامعلومی به آتش کشیده میشود اما بدلیل آنکه وی ازوجه مناسبی درمیان مردم برخوردار بوده موضوع وجود دشمنی درحادثه مذکور چندان جدی گرفته نمیشود .
ده روز پیش نیز درحادثه مشابه دیگری خودرو روحانی جوان دیگری بدست عوامل ناشناس به آتش کشیده میشود تا موضوع آتش سوزی خودروهای مذکور جدی تر تلقی شود.
در پی این حادثه شورای تامین شهرستان تشکیل جلسه داده ونسبت به پی گیری ماجرا تاکید کردند.
آنچه دراین پرونده مشترک به نظر میرسد حمایت صریح وسخنرانیهای این دو روحانی درحمایت از کاندیداتوری احمدی نژاد در انتخابات گذشته ریاست جمهوری و آتش سوزی خودروهای شخصی این دو روحانی توسط افراد نامشخص است.
به گفته یک منبع آگاه احتمال اینکه این قضیه یک تصفیه حساب سیاسی باشد قویست ومسئولین امر باید برای روشن شدن و جلوگیری از اقدامات تخریبی  احتمالی  چاره اندیشی کنند.

بیانیه شماره 13 میرحسین موسوی منتشر شد


بسم الله الرحمن الرحیم

راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یک نقطه عطف محسوب می‌شود. نتایجی بسیار مبارک از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار می‌رود که مختص به یک سلیقه و یک گرایش نیست، بلکه فضلی عام و دستاوردی برای تمام کسانی است که در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پیشداوری‌های نادرست اینک و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس کنند.

این برکت، میوه دوراندیشی‌های امام بود. او بارها به ما می‌گفت بنیان‌های درست را چنان بگذارید که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستی ادا کنیم، ولی او خود در سیره‌اش این‌گونه عمل می‌کرد؛ تمامی ستون‌های جمهوری اسلامی را بر پایه‌هایی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندین سنت و میعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا كسی قادر نباشد این شالوده را دیگرگون كند.

روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتی نمی‌توان مردم را از صحنه دور کرد. با چنین دعوتی نمی‌توان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به فلسطین، که روز مستضعفین و اسلام نامید تا کمترین شائبه‌ای باقی نگذارد. اینک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر کردن مستمر صحنه از حضورهای میلیونی مردم معلوم می‌شود.

سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هایشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را می‌آزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است برای آن که وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شده‌ایم در عین قبول تفاوت‌هاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاه‌های خود درمان دردهای مشترك‌شان را دنبال کنند. از این روست که اگر این مناسبت به یک پسند سیاسی تعلق یابد سال به سال شکوه خود را از دست می‌دهد؛ آثاری که برایش آرزو شده است باقی نمی‌گذارد و دیگر نمی‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.

آرمان این روز آن است که رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.

از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست ‌می‌کردند بیشترین بهره را از آن بردند. آنها به واضح‌ترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت بی‌سابقه کمترین اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه دیگر که میقات بهمن فرا برسد، آنان بی‌نتیجه و پرخطا بودن سیاست‌های خود را ملاقات نمی‌کردند و زمانی با هزینه‌های سنگین عملکرد خود روبرو می‌شدند که برای چاره‌ کردن بسیار دیر بود.

خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فی السلم کافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید. خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین می‌زند. درمقابل رفتارهای زشت امنیتی و تحریک‌های مدوام تبلیغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند، اگرچه این حقانیت تغییری در تبعات خشم آنان ایجاد نمی‌کند. ما به اندازه‌ای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسب‌تر از سوی حاکمان می‌بینند که هوشیار و خردمندند،‌ و خردمند کسی است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد.

خوبتر از نتایجی که در روز قدس به دست آوردیم هنوز وجود دارد، کما این که بدتر از وضعیتی که از آن رنج می‌بریم و بدان اعتراض می‌کنیم نیز هست. در پیش‌رو و در شرایط تاریخی ما تصویر روشنی از نتایج رفتارهای ساختارشکنانه نیست. همان‌گونه كه در نامه فرستاده شده برای تمامی مراجع تقلید به عرض رسید افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرت‌ها ما را از استیفای حقوقمان منصرف نمی‌کنند، زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که بدون پرداختن چنین هزینه‌‌های سنگینی سرنوشت خود را بهبود ببخشیم.

آن چیزی که می‌تواند این هدف بزرگ را محقق کند پایبندی به شعارهای زرینی است که انتخاب کرده‌ایم. هیچ كلمه‌ای که دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمی‌انجامد. ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود می‌دانیم و آن چیزی را که اینک به نام دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی می‌شود پوستینی وارونه می‌بینیم.

ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می‌خواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب می‌شناسیم که با بهانه و بی‌بهانه از موازین اسلامی عدول می‌کنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست می‌زنند.

فضای سیاسی امروز كشور آن چیزی نیست كه سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند. مردم اینك از خود می‌پرسند چه چیز ما را از رسیدن به آرمان‌هایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است كه جا دارد درباره كوشش‌های امروز و فردای‌ ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بكنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟

ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌رسیم که دستاوردهای سیاسی – اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنیم. در طول یك قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین كه مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌كردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.

این درسی است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی كردن رسیده است؛ وقت آن كه پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم كه برای معنویتی سرشارتر به جبهه می‌رفتند. آنها برای ایثار کردن عازم جبهه نمی‌شدند؛ می‌رفتند تا از فضای نورانی‌ آنجا بهره‌مند شوند.

شاید برای کسانی که آن فضا را تجربه نکرده‌اند هضم این کلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن که ایثار نمی‌کردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی که به دست می‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگی می‌کنند. آنها سال‌های جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی که چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمی‌توانستیم هشت سال با دستان خالی بایستیم.

در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر کردند و کمیته ایثارگران را به عنوان یکی از فعال‌ترین بخش‌های ستاد اینجانب شکل دادند احساس سربلندی می‌کردم و چون می‌گفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگین‌تر می‌دیدم. بعید می‌دانم کسی در میان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزی قرار دارند که همه ما را به یکدیگر پیوند داده است.

به تاسی از آنان ما نیز باید راه سبز امید را زندگی کنیم؛ در این صورت همان معجزه‌ای که آنان آفریدند در انتظار ما نیز هست. اهمیت روز قدس امسال در این بود که نشان داد حیات جدیدی که مردم انتخاب کرده‌اند امری گذرا و موقتی نیست. اگر همه در خانه‌هایمان نشسته بودیم و در عین حال این پیام با همین صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هیچ کمتر نبود.

راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانه‌هایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشت‌های روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار می‌شود.

وقتی که سخن از تقویت شبکه‌های اجتماعی و یا زندگی کردن راه سبز می‌شود بلافاصله می‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستید. سخن از آن نیست شبکه‌های اجتماعی که وجود ندارند را شکل دهیم و قدرتمند کنیم؛ سخن از آن است كه قدرت مردم در شبکه‌های اجتماعی است که به صورت طبیعی و به هدایتی فطری درمیانشان شکل گرفته است. باید اهمیت آنها را درک کنیم.

روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز می‌کند و به زودی بالغ می‌شود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا می‌دارد. آن وظیفه‌ای كه بر عهده ما قرار دارد آن است كه با تكثیر اندیشه‌هایی كه در حوالی آن شكل می‌گیرد و با تذكر دائمی اهمیت این پدیده مبارك از آن پرستاری کنیم.

به همین ترتیب اگر گفته می‌‌شود راه سبز را باید زندگی کرد سخنی پیچیده و تازه‌ای و دعوت به امری ناشناخته نیست. بلکه توجه دادن به همان چیزی است که دارید تجربه می‌کنید، و این که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهای پیشین، آغاز نوعی از زندگی است. در همصدایی‌ها و پیوندها و چشم‌پوشی‌ها و یکرنگی‌ها و هوشمندی‌ها و سرزندگی‌هایی که ادامه این مسیر مستلزم آن است حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر می‌کند.

علاوه بر آن در دانایی ملت ما قدرتی هست که او را از تحمل بسیاری رنج‌ها بی‌نیاز می‌کند. مردم ما برای استیفای حقوق خود از پرداختن هزینه مضایقه ندارند، زیرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عین حال اگر برای نتایجی که از حرکات اجتماعی خود به دست می‌آوریم دوام می‌خواهیم باید شجاعت و فراست را به هم بیامیزیم.

اینک بر اثر سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه دولتی که مردم ما بدان دچار شده‌اند کشور در آستانه بحران‌هایی قرار گرفته است که بیشترین خسارت آن را قشرهای محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پیش می‌رفتیم شاید ساده‌انگارانه تصور می‌كردیم كه این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که می‌خواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست.

اینجا کشور ماست و این زندگانی ماست و این ما هستیم که باید نسبت به چنین مشکلاتی نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراجع رسمی همین دولت ده‌ها میلیارد دلار از درآمدهای ارزی کشور را ظرف سال‌های گذشته مفقود اعلام می‌کنند و و مراجعی که باید درمقابل این امر واکنش دهند بی‌تفاوت نسبت به حجم این ارقام که می‌تواند چند ارتش را تجهیز کند در گیرودار یارکشی‌های سیاسی افتاده‌اند.

از کدامیک از آنان انتظار داریم به رنج‌هایی که بر اثر رفتارهایشان بر مردم تحمیل می‌شود اهمیت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگی در این خاک و بوم را مختل می‌کند حساسیت نشان ندهیم دیگری نشان نخواهد داد؛ كما این‌كه اقتصاددانان ما بیمناك از آن كه سرنوشتی شبیه به معترضین نسبت به وقوع اعمال خلاف اخلاق در زندان‌ها داشته باشند در اعتراض خود كاملا تنها هستند. زمانی مفقود شدن بیست هزار دلار درخزانه كشور برای ساقط كردن یك دولت كافی بود. اما اینك فریادهای اخطار نسبت به گم شدن چنین ارقام گزافی كمترین واكنشی بر نمی‌انگیزد.

اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامه‌ای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این جنبش معرفی کرده بودند. بر این اساس آنان توصیه می‌كردند که با سپاسگزاری از حمایت ملت‌های دیگر ظرف این چندماه از آنها بخواهیم در هیچ تحریمی بر علیه ایران شرکت نکنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم، زیرا این نه تحریم یک دولت،‌ بلکه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردمی است که مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.

این یک نمونه است. کسی به کسانی که این خواسته را با ما در میان می‌گذارند از ضرورت زندگی کردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نیز از این ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتی فطری در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت ندارد که این شیوه را به یکدیگر تلقین کنیم؛ تنها کافی است از آن آگاه باشیم و پرستاری کنیم.

زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود را به بود و نبودكسان پیوند زدند سرانجام – حداقل با فقدان او – سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای به تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بی‌دلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار كردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند.

مردمی كه می‌خواهند سرپای خود بایستند و حیاتی كریمانه را تجربه كنند جا دارد كه از نخستین قدم‌هایی كه به ناكامی‌‌شان می‌انجامد بابیشترین دقت‌ها پیشگیری كنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر كه روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حركت شما به كیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این كلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شكسته‌ نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌ گونه تلقی كنید.

برادر شما – میر حسین موسوی

روایت رسانه‌های ضد اصلاحات از ایستادگی تاج‌زاده در زندان

برخی از رسانه‌های مخالف اصلاحات تاحدی از ایستادگی افرادی همچون تاج‌زاده به ستون آمده‌اند که چاره‌ای جز اعتراف به ایستادگی این افراد برای آنها باقی نماینده است.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، از جمله این رسانه‌ها روزنامه جوان است که نوشت: (م.ت) از عناصر اصلی آشوبهای پس از انتخابات که هم اکنون در بازداشت به سر می‌برد همچنان بر مواضع نادرست خود پافشاری می‌کند.

فخر السادات محتشمی پور همسر تاج‌زاده نیز که هفته گذشته پس از ۱۰۰ روز با وی دیدار کرده بود در گفتگو با پارلمان‌نیوز از ایستادگی تاج‌زاده بر سر مواضع خود علیرغم فشارها و بیخبری مطلق از فضای سیاسی خبر داده بود.

خدا با ماست خدا را هم فیلتر کنید

دوستان عزیز به دلیل فیلتر شدن وبلاگ

http://urmiagreenway.wordpress.com/

راه سبزمان را در این وبلاگ ادامه میدهیم!

نامه کردان درباره سگ‌های نهاد ریاست جمهوری

سایت جهان تصویری از نامه علی کردان درباره سگ‌های نهاد ریاست جمهوری را منتشر کرد.

این سایت نوشت:

متن نامه اداری مالی ریاست جمهوری که برای امضای کردان فرستاده شده:

اداره کل امور مالی
باسلام

بدینوسیله یک فقره چک به شماره … مورخ 88.4.30… به مبلغ … ریال بابت … به اینجانب علی کردان تحویل گردید.

نوشته کردان ذیل نامه:

« تعجب می کنم چک صادره 88.4.30 چرا امروز آنهم با کنکاش دفتر و با استفاده از سگ های پول مزاج کشف می شود که بنظرم باید سگ های جدید را بجای یافتن در امور مالی تربیت کرد»


گنجی: رهبران ایران مجازات شوند، نه ایران و ایرانیان

میر علی حسینی

کمپین مبارزه با «جنایت علیه حقوق بشر»، به منظور اعتراض به جنایت، شکنجه، تجاوز و اعترافگیری مخالفان، فراخوانی برای برگزاری یک مراسم اعتراضی داده است. این مراسم از ساعت ۹ بامداد روز شنبه ۲۶ سپتامبر (چهارم مهرماه) در نیویورک آغاز می شود، و تا ساعت چهار بعد از ظهر ادامه خواهد داشت.

شمار زیادی از نویسندگان، حقوق دانان، فرهیختگان و روزنامه نگاران با امضای این فراخوان پشتیبانی خود را از کمپین مبارزه با «جنایت علیه حقوق بشر» اعلام کرده اند.

یکی از برگزارکنندگان این مراسم، اکبر گنجی، روزنامه نگار، نویسنده، و از چهره های مخالف حکومت اسلامی در گفتوگو با رادیو فردا ابتدا درباره هدف این کمپین می گوید.

اکبر گنجی: در رابطه با ایران در سطح بین المللی، دو پروژه در شورای امنیت روی میز است. یکی پروژهای است که چهار قطعنامه تاکنون صادر شده و تحریم علیه ایران را افزایش می دهند. الان سخن از تحریم های کمرشکن علیه ایران می رود.

پروژه دیگر حمله نظامی است. این دو پروژه به جای اینکه رژیم ایران را مجازات کند، ایران و ایرانی ها را مجازات می کند. یعنی با افزایش تحریم های اقتصادی به اقشار آسیب پذیر، به اقشار فقیر و طبقه متوسط ضربه های بسیار شدید خواهد خورد و چنانچه ایران مورد حمله نظامی قرار گیرد، نه تنها مردم ایران صدمات زیادی خواهند دید، بلکه تمام زیربناهای اقتصادی کشور نابود خواهد شد.

ما می گوییم این رژیم، رژیمی است که ناقض حقوق بشر است. به طور برنامه ریزی شده، سازمان یافته و گسترده حقوق بشر را نقض کرده و این کارهایی که اینها انجام داده اند، طی سال های سه دهه گذشته بر اساس تعریفی که دیوان بین المللی کیفری از جنایت علیه بشریت کرده و ۱۱ مصداق برای آن شمرده، حداقل پنج مورد از آن موارد یازده گانه به طور مکرر، سازمان یافته، با برنامه در ایران اجرا شده است.

سخن ما این است که به جای رژیم ناقض حقوق بشر، مردم ایران و ایران را مجازات نکنید.

* راهی که شما پیشنهاد می کنید، چیست؟

راهی که باید رفت این است که کلیه کسانی که در سرکوب های ایران نقش داشتند، مجازات بشوند و نه مردم ایران. ما خواهان مجازات رهبران جمهوری اسلامی، و در رأس آنها آقای خامنه ای، به دلیل جنایت علیه بشریت هستیم.

این پروژهای که ما دنبال می کنیم و یک فرآیند بلند مدت حقوقی دارد. بدین معنا که ما اول باید متن حقوقی تهیه کنیم، با مستندات که نشان بدهیم که اینها این موارد را مرتکب شده اند. این کار توسط وکلای بین المللی صورت خواهد گرفت. بعد که این پرونده تشکیل شد، آن را می شود از چند کانال برای شورای امنیت فرستاد. از طریق دبیرکل سازمان ملل، شورای حقوق بشر سازمان ملل و دولت های عضو سازمان ملل.

* یعنی تحریم سیاسی و پیگرد قضایی جای تحریم های اقتصادی؟

پرونده که به دیوان بین المللی کیفری برود، [دیوان بین المللی] رهبران ایران را به دلیل جنایت علیه بشریت مجازات می کند. [در مورد] تحریم ها هم ما فقط از تحریم هایی دفاع می کنیم که معطوف به سرکوب باشد. یعنی شرکت های غربی، چینی و روسی، ابزار تکنولوژی شنود، تکنولوژی کنترل اینترنت و تکنولوژی سرکوب مردم ایران را به این رژیم فروخته اند و می فروشند. ما خواهان آن هستیم که این نوع ابزار سر کوب تحریم شود. ما خواهان مجازات رهبران ایران هستیم، نه ایران و ایرانیان.

شما چه امکاناتی دارید که توجه جامعه بین الملل را از مسئله هسته ای به سمت مسئله حقوق بشر در ایران بچرخانید و به آنها بگویید که این مسئله در ایران خیلی مهم است.

ما در گام اول می خواهیم مفهوم «جنایت علیه بشریت» را در قلمرو عمومی ایرانیان و در قلمرو عمومی جهانیان به مفهوم اصلی در رابطه با ایران تبدیل کنیم. یکی از راه هایش سمینارهایی است که برگزار خواهد شد و تجمعات اعتراض آمیزی که در سراسر جهان در پایتخت های مختلف هر ماه در یک جا برگزار خواهیم کرد.

یکی دیگر گفتوگو با رسانه ها و گفتوگو با شخصیت های جهانی در این خصوص است. برنامه مهم بعدی که ما داریم، اگر بتوانیم به کمک ایرانی ها هزینه این کار را تأمین کنیم، این است که یک دادگاه شهروندی بین المللی به زودی در رابطه با رهبران ایران بر اساس همین اتهام، و با حضور وکلای نامدار جهانی و با حضور حقوقدانهای بین المللی برگزار کنیم. این فرآیند، فرآیندی است که این پروژه را جهانی می کند.

* وقتی یک شرکت چینی میلیاردها دلار سرمایه گذاری می کند، شما چگونه زورتان ممکن است برسد؟

فرآیندی که من شرح دادم فرآیند قانونی است، یعنی از چند طرف می شود پرونده را به شورای امنیت فرستاد. اگر این پرونده حقوقی تهیه شود و بتوانیم از آن راهها این پرونده را به شورای امنیت سازمان ملل بفرستیم، که راهش گشوده است، آن موقع در گام بعد تمام زورها معطوف به شورای امنیت بشود که این پرونده از طرف شورای امنیت به دیوان عالی کیفری بین المللی ارسال شود.

به محض اینکه گفتمان جهانی شود، این خود فشار بسیار زیادی بر آنها وارد می کند که رهبران جنایتکاری که در ایران هستند، آنها که در سرکوبها نقش مستقیم داشتند، نتوانند از ایران خارج شوند و یا اگر مثل این بار که احمدی نژاد بیرون آمد [خارج شوند]، کسی حاضر نشود با آنها پشت یک میز بنشیند، مذاکره کند و دست های خون آلود آقای خامنه ای، احمدی نژاد و دیگر سرکوبگران را [بفشارد].

ما فضایی ایجاد می کنیم که دیگر نتوانند با اینها بنشینند پشت یک میز و دست بدهند و گفتوگو کنند و قرارداد ببندند.

* برای اینکه مجسم کنیم روز شنبه حرکت شما در نیویورک چگونه برگزار خواهد شد، خواهش می کنم به طور خلاصه توضیح دهید.

ما در کلیسای ریورساید که از کلیساهای مترقی نیویورک است و مارتین لوتر کینگ در آنجا سخنرانی داشته، برنامه را برگزار می کنیم. برنامه های متنوع هنری از جمله موسیقی خواهیم داشت. از سوی دیگر چهار پانل تدارک دیده ایم که یکی از آنها [درباره] مباحث نظری است، دومی حول مفهوم دموکراسی است، سومی [بررسی] خطراتی که جنبش سبز ایران را تهدید می کند و چهارمی هم [بررسی] سناریوهای محتملی است که روبه روی ایران قرار دارد.

در هر پانل چهار نفر از نامداران سرشناس، روشنفکران ایرانی و مدافعان حقوق بشر شرکت دارند، نظراتشان را ارائه می دهند و گفتگو صورت خواهد گرفت.

پدر داماد احمدینژاد : اگر هر یك از مردم كه به خیابانها آمدند، یك چوب در دست میگرفتند، كل ارتش نمیتوانست با آنها مقابله كند

سردار خورشیدی ، پدر داماد احمدینژاد : اگر هر یك از مردم كه به خیابانها آمدند، یك چوب در دست میگرفتند، كل ارتش نمیتوانست با آنها مقابله كند/ به چشم خودم دیدم كه در انتخاباتی، رایها را به سادگی جابهجا میكردند





آينده : سردار احمد خورشیدی، از فرماندهان دفاع مقدس در كردستان، با مقایسه عملكرد دستگاههای مسئول با عملكرد فرماندهان و رزمندگان دفاع مقدس در حوادث كردستان اظهار داشت: با وجود آنكه در آن زمان مردم در كردستان مسلح بودند، ما به سوی آن ها تیراندازی نكردیم و رزمندگان از خود شهید دادند، ولی از مردم برای آرام كردن منطقه تلفات نگرفتند.


وی در پاسخ به این سؤال كه: اگر شما را مسئول آرامسازی حوادث پس از انتخابات میكردند، چه رفتاری میكردید؟ گفت: اجازه حمل سلاح و باطوم به هیچ نیروی نظامی نمیدادم. نیروهای رسمی با یونیفرم مشخص نظامی كه نشان دهد نیروهای رسمی آرامسازی هستند را به خیابانها میفرستادم، نه لباس شخصیها كه هویتشان مشخص نیست. به جای اسلحه، بلندگو به دست میگرفتم و با مردم مذاكره میكردم. نوكری مردم را میكردم چون مردم نوكرهای خود را دوست دارد. ما در كردستان همین كار را كردیم. چرا یادشان رفت؟ بازجوییهای ما با اسیران مانند اكنون نبود. حتی زمانی كه اسیر عراقی میگرفتیم، چنان برخورد میشد كه اسیر پس از 6 یا 7 ماه بر علیه عراق با ما متحد میشد و با صدام میجنگید. زیرا فرماندهان آن زمان اسیران را كتك نمیزدند بلكه در مواردی ناز آنها را میكشیدند و مانند انسان با آنها برخورد میشد.


خورشیدی افزود: نظام اسلامی ما در گذشته بیاحترامی به مخالف را نمیپذیرفت. شهید دقایقی را مثال میزنم كه در زمان دانشجویی به جنگ رفت. او با اسرای عراقی چنان رفتار میكرد و در غم و شادیهای آنها شریك بود كه این اسیران پس از مدتی اسلحه به دست گرفتند و با صدام جنگیدند.ما باید مانند این شهید رفتار كنیم چرا كه مردم ما همان مردم گذشته هستند اما ما با آنها مانند اشد من الكفار رفتار میكنیم. اسیری را گرفته بودیم كه مجروح بود. به چشم خود دیدم كه فرماندهی، این اسیر را به دوش گرفت و به درمانگاه برد. آیا چنین متهمی نباید عاشق جمهوری اسلامی شود؟ متاسفانه در برخوردهایمان انحراف داریم. مردم انحراف ندارند و انحراف در برخورد مسئولان است كه باید اصلاح شود، لذا اول باید از خودمان به عنوان مسئولان كشور انتقاد كنیم.


وی در خصوص دادگاههای حوادث انتخابات گفت: آنها مخالف نظام نیستند بلكه به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند كه باید به صورت منطقی به آنها پاسخ داده میشد. باید بپذیریم كه سازمان رایگیری كشور معیوب است. من به چشم خودم دیدم كه در انتخاباتی، رایها را به سادگی جابهجا میكردند. این مردم اگر میخواستند نظام را سرنگون كنند، شعار اللهاكبر نمیدادند. اگر هر یك از مردم كه به خیابانها آمدند، یك چوب در دست میگرفتند، كل ارتش نمیتوانست با آنها مقابله كند. آنها با دولت مخالف هستند. رمضانزاده میگوید دولت نهم و دهم را قبول ندارد. چرا از این مخالفت با دولت تعبیر مخالفت با كل نظام میشود؟ ما نیاز به اصلاحات داریم و مدیران كشور باید در روشها و منشهای خود تجدیدنظر كنند و اگر این تجدیدنظر صورت نگیرد، از گردنه پسرفت هم آنطرفتر میرویم.


سردار خورشیدی كه پدر داماد احمدینژاد هم هست، در خصوص نقش دولت در این تنشها اظهار داشت: آرامسازی وظیفه شورای عالی امنیت ملی است كه به ریاست رئیسجمهور اداره میشود. اگر در جایی اعتراض یا اغتشاشی صورت گیرد، رئیسجمهور به عنوان بالاترین مرجع تصمیمگیری میكند و باید پاسخگو باشد و هیچ ارتباطی با رهبری ندارد. اگر رئیسجمهور این اختیار را به پایینتر از خود هم تفویض كند باید خودش پاسخگو باشد.





چهارم مهر ۱۳۸۸

نگرانی شدید دبیرکل سازمان ملل/اوباما: حمله نظامی به ایران منتفی نیست

بان‌کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، پس از آگاهی از مرکز غنی‌سازی اورانیوم در نزدیکی قم نگرانی عمیق خود را ابراز کرد. دبیرکل سازمان ملل از ایران خواست، که از غنی‌سازی اورانیوم دست بردارد و به میز مذاکرات بازگردد. وی در دیدار با احمدی‌نژاد در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیوریورک بار دیگر تاکید کرد، که جمهوری اسلامی باید به مصوبات سازمان ملل گردن گذارد. دبیرکل سازمان از ایران خواست، که جامعه بین‌المللی را از صلح‌آمیز بودن برنامه اتمی خود مطمئن سازد.


اوباما: حمله نظامی به ایران منتفی نیست


بارک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، در پی تحولات جدید در مناقشه اتمی، حمله نظامی به ایران را منتفی ندانست. گرچه اوباما همچنان بدنبال راه‌حلی دیپلماتیک است، اما رهبران جمهوری اسلامی را از اتخاذ سیاستی ستیزه‌جویانه برحذر داشت.


با اعتراف ایران به وجود دومین تاسیسات اتمی برای غنی‌سازی اورانیوم در نزدیکی شهر قم، جامعه بین‌المللی با ناباوری و نگرانی در قبال سیاست پنهانکاری جمهوری اسلامی واکنشی شدید از خود نشان داد. ظاهراً مقامات ایرانی، در نامه‌ای به محمد البرادعی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، پرده از این راز برداشته‌اند.


جمهوری اسلامی تاکنون مدعی بود، که تنها در تاسیسات اتمی نطنز مشغول به غنی‌سازی اورانیوم است. خبر دومین مرکز اتمی ایران، واکنشی گسترده و اعتراض‌آمیز در اجلاس گروه ۲۰ در پیتسبورگ آمریکا داشت.



رئیس‌جمهور آمریکا گفت: «اعمال ایران سبب شک و تردیدهای فراوان می‌شود.» به نظر اوباما، ظاهراً برنامه اتمی ایران تنها اهدافی صلح‌آمیز را دنبال نمی‌کند. اوباما افزود: «درصورتی‌که راهکارهای دیپلماتیک به نتیجه نرسند، ما از موضعی قویتر می‌توانیم، به طور مثال، تحریم‌های موثرتر و دردآورتری را علیه ایران اتخاذ کنیم.»


اوباما خواست، که در دور جدید مذاکرات در روز پنج‌شنبه ( اول اکتبر) میان جمهوری اسلامی و گروه شش کشور، تهران تمامی واقعیات و مدارک را آشکار کند. رئیس‌جمهور آمریکا گفت: «اگر ایران به این درخواست تن ندهد، راهی را برگزیده است، که به درگیری می‌انجامد.»



نتایج حمله نظامی به ایران



به گفته رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، حمله نظامی به تاسیسات اتمی ایران تنها برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را به تعویق خواهد انداخت، اما سبب توقف کامل آن نخواهد شد. حمله نظامی به ایران تنها می‌تواند، زمان بیشتری را برای جامعه بین‌المللی فراهم کند.



گیتس، در گفت‌وگو با شبکه خبری CNN افزود: «حمله نظامی تنها می‌تواند سبب تاخیری یک تا سه ساله در برنامه‌های اتمی ایران شود.» گرچه اوباما حمله نظامی به ایران را منتفی نمی‌داند، اما به نظر گیتس گزینه‌ای نظامی برای مناقشه اتمی وجود نداشته و باید همچنان بدنبال راه‌حلی دیپلماتیک با ایران بود.



اسراییل نیز پیشتر گزینه نظامی علیه ایران را مطرح ساخته بود، اما کارشناسان با شک به كار‌آیی چنین اقداماتی می‌نگرند. به نظر آنان حمله نظامی سبب تندروی بیشتر رژیم شده و نهایتاً به اخراج بازرسان آژانس اتمی از ایران می‌انجامد.


رد اتهامات از سوی ایران



احمدی‌نژاد اعتراضات و واکنش‌های شدید جامعه بین‌المللی به برنامه اتمی جمهوری اسلامی را بی‌اساس خواند. به گفته احمدی‌نژاد، ساخت دومین مرکز غنی‌سازی اورانیوم منطبق با قواعد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بوده و ایران در این زمینه مرتکب خلافی نشده است.



احمدی‌نژاد در یک کنفرانس مطبوعاتی در نیویورک مدعی شد، که جمهوری اسلامی مطابق با قوانین و قواعد بین‌المللی، آژانس انرژی اتمی را از وجود چنین تاسیساتی مطلع ساخته است و بار دیگر به صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران تاکید کرد.



رادیو آلمان

گفتگوی روزانه محسن سازگارا شنبه ۴ مهر ۱۳۸۸

برای تماس با محسن سازگارا و فرستادن پیشنهادهای خود

به این آدرس ایمیل بزنید: msazegara@gmail.com

فایل های صوتی کم حجم و مطالب دیگر این سایت با ایمیل به مشترکین گروه گوگل محسن سازگارا فرستاده می شود.

برای دریافت اطلاعات بیشتر در باره اشتراک و پیوستن به گروه گوگل [ اينجا ] را کلیک کنید

فایل صوتی کم حجم برای دانلود:

Mohsen_Sazegara_20090926_Audio_wma.zip

فایل صوتی ام پی تری برای دانلود:

MP3 32kbps

Mohsen_Sazegara_20090926_Audio32_mp3.zip

فایل تصویری کم حجم 3gp برای دانلود:

Mohsen_Sazegara_20090926_Video_3gp.zip

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.